ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

ایجاد یک حساب کاربری

پر کردن فیلدهایی که با ستاره (*) نشانه گذاری شده ضروری است.
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تکرار رمز عبور *
ایمیل *
تکرار ایمیل *

ترميم بافت قلبي

ترميم بافت قلبي

بيماري‌هاي ايسكمي حاد و مزمن قلب يكي از علل اصلي مرگ و مير در سراسر دنيا است. درمان‌هاي رايج قادر به جايگزيني بافت قلبي از بين رفته و يا بافت فيبروزي قلبي نيستند. تزريق ASCs كشت شده و يا جدا شده تاثير چشمگيري را ترميم بافت قلبي در مدل‌هاي تجربي آسيب قلبي داشته‌اند. در مطالعه‌اي كه توسط Bai و همكارانشصورت گرفته تزريق ASCs در موضع ايسكميك به طور چشمگيري موجب بهبود عملكرد قلبي و به خصوص كاهش حجم پايان سيستوليك بطن چپ در مدل موشي مي‌شود. در مطالعه مشابهي همين نتايج در مدل حيواني گوسفند توسط Valina و همكارانش گزارش شده است.

تمايز خودبه‌خودي ASCs به سلول‌هاي قلبي در آزمايشگاه با بيان شاخص‌هاي مختص قلبي همانند تروپونين يك و زنجيره سبك ميوزين 2 همراه بوده و به صورت مداوم ضربان‌دار است.با اين حال با توجه به تمايز اين سلول‌ها به سلول‌هاي عضلاني صاف، تمايز داخل بدن ASCs به سلول‌هاي قلبي بحث‌هاي ضدو نقسضس را به همراه دارد. مطالعه Strem و همكارانش نشان مي‌دهد كه ASCs دو هفته بعد از تزريق شاخص‌هاي را بيان مي‌كنند، ولي مطالعه Cai و همكارانش نشان مي‌دهد تزريق ASCs انساني در داخل عضله قلبي موش به جاي تمايز قلبي موجب تمايز آنها به سلول‌هاي عضلاني صاف مي‌شود.تزريق داخل عضله قلبي ASCs به واسطه ترشحات سلولي با افزايش رگ‌زايي و مهار آپپتوز موجب افزايش بقا سلول‌هاي قلبي مي‌شود. علاوه بر اين، ممكن است كه ASCs با تحريك عصبي باعث افزايش قدرت انقباضي عضلات قلبي و بهبود كارايي قلبي شوند.

در روش رايج انتقال ASCs لازم است كه سلول‌ها توسط يك سرنگ در موضع تزريق شوند كه مي‌تواند موجب مرگ سلولي و همچنين شسته شدن سلول‌ها از موضع و در نتيجه كاهش اثرات درماني پيوند سلولي گردد.يك روش جايگزين عبارت است استفاده از صفحات سلولي عاري از داربست است كه با كشت سلول‌ها در ظرف‌هاي حساس به حرارت در محيط آزمايشگاهي به دست مي‌آيند. مزيت اين صفحات سلولي عدم وجود هرگونه ماده خارجي است و در حال حاضر انواع مختلفي از اين صفحات در مدل‌هاي موش، سگ و گوسفند مورد استفاده قرار گرفته كه با نتايج اميدوار كننده‌اي همراه بوده‌اند .

ترميم سيستم عصبي

عوامل رشد گوناگوني همانند عامل رشد عصب (NGF)، عامل عصب‌دوست مژه‌اي (CNF)، IGF، و FGFاز انتهاي اعصاب متعاقب صدمه ترشح مي‌شود. اين عوامل رشد رشد رشته‌هاي عصبي (آكسون‌ها) را در ارتباط نزديك با سلول‌هاي شوان كه سلول‌هاي اوليه محافظت كننده از اعصاب محيطي هستند، تحريك كرده و باعث ترميم در سيستم عصبي مي‌گردد. با توجه به آن چه كه گفته شد در مواردي كه آسيب بزرگ بوده و سازوكارهاي طبيعي ترميم قادر به اصلاح آن نيستند، سلول درماني مي‌تواند روش خوبي براي درمان چنين بيماراني باشد. برخي از اين عوامل رشد همانند IGFو FGFتوسط ASCsترشح مي‌شود و بنابراين پيوند اين سلول‌ها مي‌تواند گزينه مناسبي براي سلول درماني آسيب‌هاي عصبي باشد. به علاوه مطالعات متعددي نشان داده است كه ASCsپتانسيل تمايز به سلول‌هاي عصبي و شوان را در آزمايشگاه دارند. در مقايسه با سلول‌هاي بنيادي مغز استخوان، ASCsميزان بالاتري از پروتئين Nestineرا كه يكي از شاخص اصلي سلول‌هاي پيش‌ساز عصبي است، بيان مي‌كنند. بسياري از مطالعات صورت گرفته نشان مي‌دهند كه تمايز ASCsبه سلول‌هاي شوان برخلاف سلول‌هاي بنيادي مشتق از مغز استخوان، غيركامل نبوده و تنها ناشي از تغييرات قابل برگشت سيتواسكلتي نيست.

در مطالعه‌اي اثر پيوند سلول‌هاي شوان تمايز يافته از ASCsدر ترميم اعصاب محيطي توسط Summaو همكارانش نشان داده شده است. با اين حال اثبات سلامت و كارايي اين روش و استفاده از آن در مطالعات باليني، به مطالعات بيشتري در مدل‌هاي حيواني بزرگ‌تر نياز دارد.

نه تنها در ترميم اعصاب محيطي، در ترميم اعصاب مركزي نيز از ASCsاستفاده شده است. بهبود عملكرد عصبي، متعاقب آسيب نخاعي در سگ، بعد از تزريق ASCsتوسط Ryuدر سال 2009 نشان داده شده است. اين محققين همچنين تمايز ASCsرا به سلول‌هاي آستروسيت، اليگودندروسيتي و عصبي در داخل بدن نشان دادند. در مطالعه ديگري، سلول‌هاي شوان تمايز يافته از ASCsبه مدل آسيب نخاعي موش تزريق شدند. ولي در اين مطالعه نويسنده علي رغم وجود شواهد بافتي مبني بر لانه‌گزيني سلول‌هاي تزريق شده در موضع آسيب، بهبودي در عملكرد عصبي مشاهده نكرد. بنابراين به نظر مي‌رسد كه روند ترميم عصب بسيار پيچيده بوده و نمي‌توان تنها با پيوند يك نوع سلول خاص شاهد آن باشيم.

با اين حال، اين موضوع كاملا اثبات شده است كه ASCs بعد از تزريق، در موضع تزريق عصبي زنده مانده و در صورت لانه‌گزيني ترميم عصبي را با تمايز مستقيم و يا ترشح عوامل رشد تحريك مي‌نمايند. بنابراين استفاده از پيوند ASCsاميدهاي جدي را در درمان بيماري‌هاي عصبي به خصوص آسيب اعصاب محيطي ايجاد كرده است.

 

تهاجم و متاستاز سرطان

از آنجايي كه سلول‌هاي استروماي در توسعه بسياري از سرطان‌ها دخالت دارند، بنابراين ضروري است قبل از پيوند سلول‌هاي استرومايي از اثر آنها در تشديد سرطان اطمينان حاصل نماييم. سلول‌هاي استرومايي شامل انواع مختلفي از سلول‌ها همانند فيبروبلاست، ميوفيبروبلاست، پري‌سيت، عروقي و ماكروفاژ هستند كه باهم ديگر ريز محيط لازم براي كنترل تكثير و تمايز سلول‌ها را فراهم مي‌آورند. در حين شروع و پيشرفت سرطان سينه، سلول‌هاي سرطاني ريز محيط خود را شناخته و از آن براي تهاجم و تكثير سلولي استفاده مي‌كنند. سلول‌هاي فيبروبلاست استرمايي اطراف سلول‌هاي سرطاني طي روندي كه از آن به عنوان برنامه‌ريزي مجدد ياد مي‌شود، اين سلول‌ها شروع به ترشح عوامل رشد سرطاني مي‌نمايند. مطالعات اخير نشان مي‌دهد كه سلول‌هاي استرومايي مشتق از مغز استخوان كه توسط سلول‌هاي سرطان سينه تغيير يافته‌اند قادرند كه با ترشح گيرنده كموكائيني5 (CCL5) به تهاجم و پيشرفت سرطان سينه كمك نمايند.

برخلاف سلول‌هاي بنيادي مشتق از معز استخوان ASCsدر واقع سلول بنيادي مقيم در بافت بوده و ارتباط نزديك آنها با سلول‌هاي چربي و سرطان سينهدر مطالعات متعددي مورد بررسي قرار گرفته است. مطالعات اخير حاكي از ارتباط سلول‌هاي مشتق از بافت چربي سفيد و پيشرفت سرطان است. در مدل موشي نشان داده شده كه ASCsبعد از تزريق داخل عروقي، در محل تومور لانه‌گزيني كرده و ترشح فاكتور رشد مشتق از استروماي 1 (SDF-1) يا گيرنده CXC4نقش بسيار مهمي را در ايجاد اثرات تومورزايي ASCsدارد. در سال 2009 مطالعه Walterو همكارانش نشان داد كه ترشح IL-6از ASCsدر مهاجرت و تهاجم سلول‌هاي سرطاني دخيل است. سايتوكين IL-6عامل رشد حياتي براي چندين نوع سرطان از جمله مولتيپل ميلوما و سرطان پرستات است. علاوه بر آن مطالعات صورت گرفته در مدل‌ها نشان مي‌دهد كه ترشح SDF-1از ASCsنقش مهمي در تهاجم و مهاجرت سلول‌هاي سرطاني دارد. همچنين نشان داده شده كه ASCsدر هم‌كشتي با سلول‌هاي سرطاني سينه (MDA-MB-231) به ميزان قابل توجهي CCL5توليد مي‌نمايند. با اين حال اثر ASCsدر سرطان‌ها مورد بحث و جدل بوده و برخي از مطالعات نشان مي‌دهند كه ASCsمي‌توانند تكثير و تمايزسلول‌هاي سرطاني را مهار نمايند. بنابراين لازم است كه اين موضوع به خصوص در بيماران سرطاني قبل از تزريق ASCsمورد توجه قرار گيرد.

4-3-2-1